گوستاو دوره،یکی از برجسته ترین و شاید اولین نقاشانی باشد که شروع به تصویرپردازی های خیال انگیز کرد و البته اقبال خوبی در کسب موفقیت هایی در این زمینه داشت.

پل گوستاو دوره (به فرانسوی: Paul Gustave Doré) (زاده ۶ ژانویه ۱۸۳۲ – درگذشته ۲۳ ژانویه ۱۸۸۳،) نقاش فرانسوی بود. او نقاشی برای کتابهای مصور را در پاریس آغاز کرد. کشیدن تصویر برای مجموعه داستان کلاغ اثر ادگار آلن پو، بهشت گمشده اثر جان میلتون، کمدی الهی اثر دانته، دن کیشوت اثر سروانتس و تهیه یک انجیل مصور انگلیسی در سال ۱۸۶۶ از مهمترین آثار او هستند.
برای درک بهتر خلاقیت و نگرش او،باید به چارت تولدش نگاه کنیم. از مهمترین عناصر در چارت تولد او میتوان به قرارگیری ناهید در طالع و همچنین برج هشتم اشاره کرد.ناهید طیف و انرژی بسیار لطیف و ظریف دارد،ناهید کاراکا و نشانگر هنر و تصویرگری است،اما چطور این ناهید سبب بسط و توسعه نیروی خلاقانه گوستاو دوره شد؟شاید این چارت بتوند درک ما را از نگاه های سطحی نسبت به ستاره بینی ودایی فراتر ببرد.برج هشتم یا وریشچیکا،برجی با انرژی عنصر آب و طبیعتی ثابت است،این ویژگی سبب می شود که شخص استعداد عمق بخشیدن به ژرفای روان را داشته باشد،البته باید دقت کرد که آیا فرد شهامت ورود به چنین ساحتی را دارد؟ و اگر چنین شهامت و شوری برای ورود به این حوزه وجود دارد،از چه پنجره ای وارد خواهد شد؟اینجا به طالع نگاه میکنیم،مانگال یا بهرام،سرور طالع در خانه اول حضور دارد،این شور و شهامت برای ورود به لایه های عمیق تر برای او فراهم بوده و همچنین چالش پذیری او و تلاش بی وقفه او را برای شیرجه به اعماق نیمه خودآگاه را مشاهده میکنیم.و چنین هم شده،اما نکته مهم تر قرار گیری شوکرا یا ناهید در کنار مانگال است.ناهید جدا از اینکه کاراکای هنر است در چاراکاراکا این طالع،پوترا کاراکا است که به تحصیلات و خلاقیت نیز دلالت میکند.شوکرا یا ناهیددر این طالع به مجذوبیت و حتی فرارفتن از قیود تا سطح ناخودآگاه نیز اشاره میکند.حال در کنار بهرام همچون شیوا و شاکتی در آغوش یکدیگر قرار گرفته اند و نغمه ای از وحدت را برای او زمزمه میکرند.اما راستی آزمایی این تحلیل چگونه است؟

تخیل بسیار قوی و دنیای ذهنی خاص
او ساعتها در سکوت طراحی میکرد و گاهی به نظر میرسید در جهانی زندگی میکند که فقط خودش میبیند. دوستانش میگفتند وقتی مشغول کار است، از محیط اطرافش بیخبر میشود.
دوره از تاریکی نمیترسید — او در آن فرو میرفت تا نور را درونش پیدا کند.
در تصویرگریهایش برای دوزخ دانته، چهرههای رنجکشیده، آسمانهای سیاه و مناظر وهمآلود دیده میشوند، اما همیشه نوری پنهان در دل صحنه وجود دارد؛ انگار میگوید: «فقط وقتی از دلِ تاریکی عبور کنی، میتوانی حقیقت را ببینی.»
در بیشتر حکاکیهایش، نور از دلِ سایهها بیرون میتابد — نه از آسمان، بلکه از درون انسان یا لحظهی الهام. این نگاه نشان میدهد که دوره به تجربهی درونی رنج و رستگاری باور داشت، نه به زیبایی سطحی یا رمانتیک.
شوکرا یا ناهید در ناکشاترای آنورادها قرار دارد که ایزد آن رادها است،معشوقه ابدی کریشنا،نمادی از مجذوبیت و دوستی.رادها قدرت مجذوب شدن را میدهد و سپس وارستگی را از سروری شانی یا کیوان وام گرفته است،شوکرا سرور خانه هفتم مجذوبیت در ابژه ای مقابل شخص و خانه دوازدهم وارستگی است،گویا ناکشاترای شوکرا آهنگی را زمزمه می کند که ساختار شوکرا در این طالع نیز آن را هم نوایی میکند.آنورادها،ناکشاترایی زیبای است که گویا در دل تاریکی برج هشتم حضور دارد.شاید با این توصیفات محور بعضی از آثار این هنرمند برای ما ملموس تر باشد.
اما سرور طالع،مانگال یا بهرام در چه ناکشاترایی حضور دارد؟در جیشتا،ناکشاترایی قدرتمند و به سروری ایزد ایندرا،جیشتا در بعضی از متون به معنی والاترین،اولین و برجسته یاد شده است.ایندرا یکی از قدرتمندترین اسطوره های ودایی می باشد و این ترجمان بی ربط به ویژگی های این اسطوره نمی باشد. ایندرا در دورانی به دلیل غرور فراوانش دچار اشتباهاتی می شد همچنین چالش هایی رو نیز تجربه میکرد. پس ما با روحیه چالش پذیر و رقابت جوی ایندرا نیز در این طالع برخورد خواهیم کرد.اما خب در زندگی گوستاو دوره این ویژگی های چطور نمایان شدند؟
او درونش چالشپذیر، رقابتجو و تا حدی مغرور بود، اما این غرور از جنس خودبینی نبود — از جنس آگاهی از رسالت خودش بود. از کودکی، دوره با روحیهای بسیار مصمم و رقابتی رشد کرد. وقتی فقط پانزده سال داشت، بدون اجازهی والدینش کارهایش را برای ناشران پاریسی فرستاد — اقدامی جسورانه برای نوجوانی شهرستانی در قرن نوزدهم. در پاریس با هنرمندان بزرگ و جاافتاده روبهرو شد، ولی هرگز عقب ننشست. او با ایمان مطلق به استعدادش وارد رقابت شد و در واقع به نوعی «خود را محک زد». اما این رقابتجویی همیشه بیرونی نبود — بیشتر با خودش درگیر بود، با میل وسواسگونهاش به کمال. او میدانست نابغه است. از کودکی همه به او گفته بودند و موفقیتهای زودرسش این احساس را تقویت کرد. در نتیجه، گاهی در رفتار یا گفتارش نوعی اعتمادبهنفس مطلق دیده میشد که برای همدورهایهایش عجیب بود.
نکته جالب بررسی سیر اتفاقات زندگی او می باشد. او در هفت سالگی شروع به ابراز نبوغ بی همتایش کرد،اما چرا؟ چه نوسانی حاکم بر زندگی او بود؟ ماها داشای راهو در حدود سن هفت سالگی شروع شد.
در کارکامشا لاگنا راهو و شوکرا (ناهید) در راشی دریشتی با یکدیگر هستند و اتحاد این دو کوکب از نظر استعداد و نبوغ غیر معمول قابل توجه است،راهو در خانه یازدهم کارکامشا لاگنا و ناهید در خانه سوم مهارت های فردی قرار دارد.جدا از این مورد،سرور راهو چاندرا یا ماه است. ماه سرور خانه نهم تریکن در اتصال با کیتو و همچنین بودا یا تیر که سرور خانه یازدهم دانا است. یک دانا یوگای قدرتمند در خانه سوم پدید آمده که با اقبال خوب در کسب اهداف و همچنین مهارت های فردی این شخص گره خورده است،کیتو نوعی نگرش و دید غیر معمول رو به چاندرا یا ماه که نمادی از ذهن است اعطا کرده و همچنین به بودا یا تیر که خود سرور خانه هشتم امور غیر معمول است.دوران راهو شدت و گسترش تغییرات ناگهانی را در زندگی بومی نشان میدهد،به همین دلیل این تغییرات غیر معمول در مهارت فردی،استعداد هنری و همچنین کسب موفقیت ها برای او پیش آمد.

نتیجه گیری:
گوستاو دروه زندگی عجیبی را گذراند،با ذهن خلاق خود تصویر سازی های خیال انگیری را پدید آورد که در تاریخ جاودانه شده است. ناهید و بهرام برای او ترکیبی بسیار خلاقانه را ایجاد کردند و سرانجام در دوران راهو ،شروع بسط خلاقیت و موفقیت هایش را تجربه کرد.
ساعی.م
برای یادگیری جیوتیش با ما در تلگرام یا اینستاگرام در تماس باشید.
دیدگاه شما